<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="WordPress/2.9" -->
<rss version="0.92">
<channel>
	<title>بی خواب در سياتل</title>
	<link>http://bikhaab.com</link>
	<description>دست نوشته هاي من</description>
	<lastBuildDate>Mon, 19 Jul 2010 06:22:16 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>fa</language>
	
	<item>
		<title>تعارف</title>
		<description><![CDATA[شاعر می گه که تعارف توی خونمونه همیشه همراهمونه، بعضی هاشون دروغکی بعضی هاشونم راستکی&#8230;دیشب با یکی از دوستان آمریکایی رفته بودیم سینما. من از قبل بلیط ها رو آنلاین خریده بودم. وقتی سینما رسیدیم و بلیط ها رو گرفتم این رفیقمون خواست دونگشو بده. من از قبل می دونستم که آمریکایی ها تعارف اینا [...]]]></description>
		<link>http://bikhaab.com/1389/04/28/taarof/</link>
			</item>
	<item>
		<title>خاطرات</title>
		<description><![CDATA[مرور وبلاگ های قدیمی آدم سرشار از خاطرات تلخ و شیرینه&#8230;وقتی وبلاگ ۳ سال پیشت رو باز می کنی انگار در گنجه ای قدیمی رو که مدت ها قفل بوده باز کردی. قدم می گذاری به کوچه های خاطراتت. وقتی آهسته قدم می زنی از میان کوچه ها، مثل هوای سیاتل، هوا مدام رنگ عوض [...]]]></description>
		<link>http://bikhaab.com/1389/03/06/memories/</link>
			</item>
	<item>
		<title>دانشگاه</title>
		<description><![CDATA[یادش به خیر دو سال آخری که ایران بودم در آزمایشگاه مکانیک سیالات شریف مشغول کشف اتم بودم و به اصطلاح کار علمی خدماتی می کردم. یادمه هر موقع می خواستیم چیزی بسازیم، ورقه ای ببریم، پمپی رو تعمیر کنیم، &#8230;  اون کار رو به آقای فیروزپور مسوؤل فنی آزمایشگاه خبر می دادیم و خیلی [...]]]></description>
		<link>http://bikhaab.com/1389/02/31/education/</link>
			</item>
	<item>
		<title>لذت از لحظه</title>
		<description><![CDATA[چند روز پیش داشتم با همکارم راجع به پروژه ای که داره روش کار می کنه صحبت می کردم. اون داره فوق لیسانسشو اینجا می گیره. وقتی ازش پرسیدم برنامت برای بعد چیه سرش رو تکون داد و با لبخند گفت :&#8221;هنوز بهش فکر نکردم. سوال خوبیه. هممم. نمی دونم. فعلا که اوضاع خوبه و [...]]]></description>
		<link>http://bikhaab.com/1389/01/31/enjoy-the-moment/</link>
			</item>
	<item>
		<title>عید</title>
		<description><![CDATA[گذروندن عید نوروز در آمریکا تجربه ی جدیدیه. تلاش زیادی که ملت می کنن تا حس کنن عید شده قابل تحسینه. آمدن عید تو ایران به صورت اتوماتیک حس می شد. ولی اینجا ملت اگه خونه تکونی نکنند و سفره ی هفت سین نچینند، دیگه راه نداره که توی جو نوروز قرار بگیرند.اینه که انجام دادن [...]]]></description>
		<link>http://bikhaab.com/1388/12/29/eid/</link>
			</item>
	<item>
		<title>دلتنگی</title>
		<description><![CDATA[
داشتم با خواهرزادم حرف می زدم. گرم حرف زدن بودیم که مامانم طبق معمول با یه ظرف میوه اومد تو اتاق و گفت اتاقت رو مرتب کنی خیلی خوب می شه ها! نمی شه توش راه رفت!  سرمو گرفتم بالا و گفتم گیر دادیا مامان! چشم سرم خلوت بشه تمیز می کنم! دفعه ی چندمه [...]]]></description>
		<link>http://bikhaab.com/1388/11/11/home/</link>
			</item>
	<item>
		<title>پاسپورت ایرانی</title>
		<description><![CDATA[
تا قبل از اینکه تو هر دو فرودگاه سیاتل و لاس وگاس به صورت کاملا تصادفی!!! برای بازرسی بدنی ویژه انتخاب بشم &#8211; که طبعا کوچکترین ارتباطی هم به پاسپورت ایرانیم نداشت! -  هیج حسی از این که بازرسی ویژه چقدر می تونه دردآور (البته خوشبختانه درد فیزیکی نداشت!) باشه نداشتم&#8230;اینکه صرفا به خاطر پاسپورتت [...]]]></description>
		<link>http://bikhaab.com/1388/10/18/passport/</link>
			</item>
	<item>
		<title>تنوع فرهنگی</title>
		<description><![CDATA[تنوع فرهنگی و نژادی در سیاتل یکی از مواردیه که هنوز بعد ۳ ماه تازگیش رو برام از دست نداده. ایران که بودم اگه تو مترو چند تا عرب یا افغانی  شروع به صحبت می کردند و اگه احیانا ملت نمی فهمیدن، چنان شاکی بنده خدا رو نگاه می کردند که آدم فکر می کرد [...]]]></description>
		<link>http://bikhaab.com/1388/09/09/cultural-diversity/</link>
			</item>
	<item>
		<title>سینما در آمریکا</title>
		<description><![CDATA[

۱-  وقتی فیلم اره ۶ اینجا اکران شد، اولین فکری که به ذهنم خطور کرد اندازه گیری طول صفی که باید می ایستادیم تا بلیط گیرمون بیاد بود. بالاخره اره فیلم معروفیه&#8230;ولی وقتی در روز دوم اکران وارد سالن شدیم و دیدیم که ۱۰ درصد سالن (سالنش خیلی بزرگ نبود) پره و از جای جای [...]]]></description>
		<link>http://bikhaab.com/1388/08/18/cinema-in-the-states/</link>
			</item>
	<item>
		<title>استاد و دانشجو&#8230;اینجا و آنجا</title>
		<description><![CDATA[یکی از مواردی که در سیستم آموزشی آمریکا تفاوت زیادی با ایران داره نوع روابط دانشجو و استاده&#8230;اینکه یه استاد تمام معروف با ۷۰ سال سن ترجیح بده که با اسم کوچک صدا بشه واسم قابل پیش بینی بود. ولی اگه اینجا به چشم خودم ندیده بودم امکان نداشت باور کنم که دانشجو سر کلاس [...]]]></description>
		<link>http://bikhaab.com/1388/08/10/students/</link>
			</item>
</channel>
</rss>
