ملت شاکی و شنگول
با اینکه بارونی ضخیم درست و درمونی تنش بود، ولی بارون سیاتل به اندازه کافی شدید بود که مثل موش آب کشیده به نظر بیاد. پنجاه شصت ساله به نظر می رسید. با وجود گذشت ساعت ها با علاقه مشغول پخش اعلامیه های ضد جنگ بود. البته تنها نبود و گروهشون این ور اون ور چهارراه دیده می شدند. با سرعت راه می رفتم که کمتر خیس شم به خیال خودم که البته باعث نشد که نیاد طرفم. با صمیمیت سلام کرد و اعلامیه ی ضد جنگ رو داد دستم. کنجکاو شدم، ایستادم سر در بیارم چه خبره. اگه نمی گفت هم حدس می زدم که یهودی باید باشه. اهل نیویورک بود و منتقد سیاست های اسراییل. حسابی شاکی بود که چرا درآمریکا(ی جهان خوار!) دموکراسی نیست! اینکه چرا گروه ضد جنگشون رو برای چند ساعت انداختن زندان. می گفت کاری نکرده بودند که، فقط شبانه از دیوار یه پایگاه نظامی تو سیاتل بالا رفته بودند! و کل شب به نشانه اعتراض چنبره زده بودن اونجا. دستگیر شدن گروه برای چند ساعت رو مخالف روح دموکراسی می دونست!
این گروه های ضد جنگ اینجا حکایتی هستند برای خودشون. مخالف سیاست های جنگ طلبانه دولت هاهستند و این سنگ بنای تفکراتشونه. تفکرات ضد جنگشون متینه ولی من نمی دونم انتظار دارن وقتی شبونه از دیوار پایگاه نظامی بالا می رند دستگیر نشن؟ فک کنم خبر ندارن اگه مملکت ما این کار انجام می شد چی به سرشون می اومد. درد شکم سیریه دیگه! فکر کنم حرف بعدیشون این باشه که اگه تو گوش اوباما زدند تقدیرنامه رسمی بگیرند وگرنه دموکراسی نیست کلا!
پ.ن: ناگفته نمونه این رفیقمون خیلی سعی داشت منو قانع کنه ا.ن. خیلی باهوشه و همه ی افاضاتش هر سال در سازمان ملل نشان از نکته سنجیشه! مسیر ادله ای که به کار برد تا اینو ثابت کنه انقدر پیچیده بود که بشه ازش چند تا مقاله داد!!


۱۲م دی ۱۳۸۹ @ ۲:۱۰ ب.ظ
خیلی می اومدمـ انجا و منتظربودمـ که آپ شه!
دلمـ میخواد یکی بیاداز دنیای اون بیرون بگه!
۲۰م دی ۱۳۸۹ @ ۱۲:۱۹ ب.ظ
با سلام/
خب این نشون میده ما احمدی نژاد رو خوب درک نکردیم.
۲۵م دی ۱۳۸۹ @ ۸:۳۹ ب.ظ
به به عباس خان… Finally
خوشحال شدیم آپیدی
۵م بهمن ۱۳۸۹ @ ۸:۴۴ ب.ظ
از سه پایه ی دموکراسی (عدالت آزادی مشارکت ) فقط مشارکت توی کشورما هست
۱۸م بهمن ۱۳۸۹ @ ۷:۳۹ ب.ظ
دیگه غیبت صغراهات داره زیاد می شه ها!