سیاتل…
۱۵م شهریور ۱۳۸۸ توسط عباس هوشمند
سیاتل از اون چیزی که فکر می کردم قشنگ تره. شبیه شمال خودمونه. خونه های ویلایی. سرسبزی خیلی زیاد. کنار آب. شهر مناسبی برای بی خواب بودنه، مخصوصا” اگه بارونی بشه.
این اولین پست این وبلاگه. تو ایران که بودم درستش کردیم و اولین پست رو دارم از سیاتل می نویسم. اینجا از زحمات زیاد سینا دوست عزیزم و امیر برادرم که خیلی کمکم کردند برای راه اندازی وبلاگ تشکر می کنم.
پ ن۱: خداییش افسر فرودگاه انقدر توضیح داد برای سوال و جواب بیشتر نسبت به مسافرین بقیه کشورها که من خودم شرمنده شدم. انتظار برخورد به ان خوبی رو نداشتم واقعا”.
چ.ن۲: اینجا جا داره از ایران ایر عزیز که دو ساعت و نیم تاخیر داشت و باعث شد شب رو لندن بمونم کمال تشکر رو داشته باشم.

۱۵م شهریور ۱۳۸۸ @ ۱۱:۲۱ ق.ظ
اینجا جا داره که من قربونت برم. چون خیلی شبیه شماله توصیه می کنم حتما متل قوشونو برو. زنگ بزن داداس.
۱۵م شهریور ۱۳۸۸ @ ۱۱:۲۸ ق.ظ
خواهش می کنم عباس جان
بخواب بابا !!! … زیاد بیدار نمون :دی
۱۵م شهریور ۱۳۸۸ @ ۱۱:۴۴ ق.ظ
موفق باشی و حالشو ببر
۱۵م شهریور ۱۳۸۸ @ ۱۱:۵۲ ق.ظ
وای چقدر قشنگ نوشتی اشکم دراومد
۱۵م شهریور ۱۳۸۸ @ ۱۲:۰۰ ب.ظ
Abbas jan, salam, aval inke welcome to the USA…

khosh halam ke karat hame be khobi jelo raft va be salamat residi
omidvaram ke to mesle man bad az ye moddat angizeye neveshtaneto az dast nadi va hamchenan benevisi, ma ham bekhonim o haal konim
rasti shomarato migiram azet (ro fb) va behet mizangam
tc
Mehdi
۱۵م شهریور ۱۳۸۸ @ ۱۲:۱۳ ب.ظ
to gharar bud zang bezani
۱۵م شهریور ۱۳۸۸ @ ۹:۲۷ ب.ظ
به امیر:
مرسی داداش جون. امروز ایشالا خط رو سفارش می دم. دستم بیاد می زنگم. دلم تنگ شده برات.
به سینا:
دیگه اسم بلاگ بی خوابه، کاریش نمی شه کرد.
به رها:
مرسی رها جان
به شاهین:
چه اشک روانی داشتی ما خبر نداشتیم:D
به مهدی:
سلام مهدی جان. لطف داری عزیزم. ایشالا که زود همدیگرو می بینیم. شماره گرفتم حتما” خبرت می کنم. خوش باشی.
به سامان:
هنوز خط نگرفتم سامان جان. در اسرع وقت مزاحم می شیم.
۱۹م شهریور ۱۳۸۸ @ ۱:۳۹ ق.ظ
Salam Pesarak,
Kojaee? nakone ye vaght khabar begiri az ma ha;)
khoshhalam ke rahat residi va shahre jadideto doost dashti. Ishalla zoodtar jamo jur shio mostaghar shi ye barname bezarim biaym paeen pishet.
Rasti engar lahnet avaz shode, gharibi mikoni? aaaakhey naaazi
۲۳م شهریور ۱۳۸۸ @ ۴:۲۲ ق.ظ
به هنگامه:
دیگه قرار نشد سیستم رو بالا پایین کنی آ! از بالا بیاین پایین؟ چه معنی داره؟ دو نقطه دی
۲۶م شهریور ۱۳۸۸ @ ۳:۲۷ ب.ظ
سلام پسر خاله
خوش میگذره ؟
تا باشه از این تاخیرا باشه !
راستی اونجا خیار کیلو چنده ؟
اصلا خیارو دونه ای میفروشن یا کیلویی ؟